باسمه تعالی پیام تبریک روز معلم با اهداء سلام و تحیات وافره تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند
دستاوردهای انقلاب در حوزه سلامت
۱- بعد از انقلاب اسلامی تاکنون ۲۱ سال متوسط عمر مردم ایران افزایش یافته است از ۵۵ سال به 2/76سال
۲- ایران در مراقبت های اولیه بهداشتی در منطقه و دنیا پیشتاز بوده و الگو و سرمشق بسیاری از کشور های جهان
است.
۳۰- % پزشکان ایران وارداتی از بنگلادش، فیلیپین و هند و پاکستان بودند. امروز از ۵۳ کشور جهان برای درمان
به ایران می آیند. در ۲۷ رشته تخصص تربیت می کنیم.
۴- باوجود تحریم های ناجوانمردانه علیه ایران حتی در دارو و تجهیزات پزشکی، رتبه ایران ازنظر سن امید به زندگی
در چهار دهه گذشته از رتبه ۱۴۲ به ۶۳ در بین کشور های دنیا صعود کرده است. جمهوری اسلامی عمر شهروندان
خود را ۲۱ سال افزایش داده است.
5-، ۵- امید به زندگی در سال 1355-/ ۵۵ سال بوده است که در سال 96-2/76 افزایش یافته است.
۶- در ۱۹.۷۳۹ روستای کشور ۳۵ هزار بهورز به عنوان پیشگامان نظام سلامت فعالیت می کنند قبل از انقلاب تعداد
خانه های بهداشت فقط در ۱۵۰۰ روستا بوده است. (رشد ۱۳ برابری)
۷- با اجرای طرح واکسیناسیون ملی فلج اطفال به همت بسیجیان و پوشش ۹۵ درصدی این واکسیناسیون
تاکنون فلج اطفال از کشور ریشه کن شد، درحالی که کشور های همسایه هیچ کدام نتوانستند.
۸- بیمار های عفونی مالاریا، سل، و با در ایران کنترل شده است.
۹- ایران در مبارزه با بیمار های مشترک انسان و حیوان مانند هاری، تب مالت، لیشمانیوز و لپتوسپیروز بسیار موفق
بوده است.
۱۰ - برنامه گسترش ایمن سازی واکسیناسیون در ایران بالای % ۹۷ است.
۱۱ - دانشجویان گروه پزشکی بایستی برخی از بیماری ها نظیر کزاز، سرخک، سرخجه، آبله و فلج اطفال را فقط در
کتاب های مربوطه دنبال کنند و به ندرت با موارد بالینی آن روبرو می شوند.
۱۲ - در سال ۵۷ صرفاً با ۷ دانشکده پزشکی ۷۰۰ دانشجو داشتیم در حال حاضر با ۴۷ دانشگاه، ۱۸۰ هزار دانشجوی
گروه پزشکی مشغول تحصیل هستند و اعضاء هیئت علمی با ۱۱ هزار عضو هیئت علمی ۱۶ برابر دانشجویان آن
زمان هستند.
۱۳ - نجات ۲۲۰۰ نفر در مقابل عوارض عقب ماندگی ذهنی در طرح کم نظیر غربالگری کم کاری تیروئید در یک میلیون
نوزاد.
ان افتخار جمهوری اسلامی ایران در بعد عدالت اجتماعی در حوزه سلامت
دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه آموزش و پرورش
دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه آموزش و پرورش
به گزارش فرهنگ سدید، انقلاب اسلامی ایران در حالی به چهلمین سالگرد پیروزی خود رسیده است که دستاورد ها
و پیشرفت های آن در عرصه داخلی و بین المللی نمایان است. امروز انقلاب اسلامی ایران علیرغم هجمه همه جانبه
استکبار جهانی و تحریم های ناجوانمردانه، در اعماق قلوب مردم آزادی خواه جهان جای گرفته و هرروز بر پیشرفت و
عظمت آن افزوده می شود بنابراین پیشرفت ایران اسلامی در طول این چهار دهه بر کسی پوشیده نیست و بیان
این دستاورد ها نیز در سطح جامعه موج امیدآفرینی و ایستادگی بیش ازپیش مردم در برابر این توطئه ها خواهد
دستاورد های انقلاب اسلامی طی چهار « جنبش مردمی پاسداشت چهل سال انقلاب کبیر اسلامی » شد، ازاین رو
شنبه های » دهه گذشته در عرصه های مختلف را احصا و جمع آوری کرده است که در قالب سلسله نشست های
این دستاورد ها را ارائه می کند. در این گزارش دستاورد های انقلاب اسلامی در طول این چهل سال در « انقلاب در حوزه آموزش و پرورش
ارائه می شود که به شرح زیر است : َ
۱- انقلاب اسلامی، کشورِ با اکثریت بی سوادرا به رتبه ۱۶ علمی جهان رساند.
۲- انقلاب اسلامی شخصیت دانش آموز را از کتک خوری به قهرمانی المپیاد های جهانی و فرماندهی جبهه رساند.َپ
۳- در طول چهل سال پس از انقلاب، روزی ۱۰ مدرسه و ۵۰ کلاس احداث شده است.
۴- قبل از انقلاب، ۴۰ % کودکان درست آموزش مدرسه نمی رفتند.
۵- پیش از انقلاب (دوسوم) زنان حتی توانایی نوشتن اسم خودشان را نداشتند؛ امروز ۸۶ % زنان سواد سوم
ابتدایی رادارند.
۶- انقلاب اسلامی، عدالت آموزشی را در خصوص زنان، محرومان و مناطق دوردست برقرار کرد.
۷- انقلاب اسلامی دانش آموز بی خبر از مسائل شهر خودش را به دانش آموز مشرف به مسائل جهانی رساند.
۸- پس از انقلاب سهم دانش آموزان فنی از ۲۳ % به ۴۰ % رسیده و تعداد هنرستان ها ۱۲ برابر شده است.
۹- پیش از انقلاب اسلامی، ایران هیچ رتبه المپیادی در جهان نداشت، ولی اینک همیشه مدال آور و از رتبه های
برتر دنیاست.
۱۰ - ازلحاظ سرعت رشد سطح تحصیلات ایران ازنظر سال های تحصیل مورد انتظار در دنیا رتبه ششم را دارد.
۱۱ - انقلاب اسلامی کشوری با ۵۳ درصد بی سواد را به پرشتاب ترین سرعت علمی جهان تبدیل کرد.
۲۷ دانشگاه داشتیم و امروز ۶۶۰ دانشگاه داریم. -۱۲
۱۳ - ظرفیت دانشگاهی ما ۳۲ برابر شد و از ۱۵۰ هزار دانشجو به ظرفیت حدود ۵ میلیون دانشجو رسیدیم.
۱۴ - اعضای هیئت علمی دانشگاهی ۲۳ برابر شده و از ۴ هزار نفر به ۹۰ هزار افزایش یافته است.
۱۵ - سال های مورد انتظار تحصیل در ایران از رتبه ۱۱۴ جهانی ۶۹ رتبه صعود کرده است و به ۴۵ رسیده است.
دستاوردهای انقلاب اسلامی در کلام رهبری
دستاوردهای انقلاب اسلامی در کلام رهبری
رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره در فرمایشات خود علاوه بر بیاندشمنی های استکبار ب رای ضربه زدن به نظام اسلامی، دستاوردهایانقلاب اسلامی در حوزه های مختلف را تبیین و موانع و چالش هایپیش روی کشور را تشریح کردند.طی سال های اخیر، رهبر معظم انقلاب اسلامی بیان دستاوردها وموفقیت های نظام اسلامی در عرصه های گوناگون را ضرو ری و مهمدانستند و تأکیدات مکرر ایشان بر این موضوع، نشان دهنده رسالتتمامی مسئولان، نخبگان فرهیختگان، پژوهشگران و اندیشمندان در این حوزه است.
آیت الله العظمی امام خامنه ای )مدظله العالی( در بهمن ماه سال 1396در دیدار با مردم آذربایجان شرقی فرمودند: من توصیه می کنممسئولین نه با زبان مبالغه، نه فقط با گزارش زبانی، ]بلکه[ به صورت عملی، به صورت هنری، گزارشهای صحیح درباره انواع و اقسام پیشرفت های کشور را مطرح کنند، تا بعضی افرادی که تشکیک
می کنند و غافلند، خودشان متوجه بشوند.بدون تردید فرمایشات مقام معظم رهبری در بیان دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران می تواند راهنمای ارزشمندی برای تمامی مسئولان وملت ایران باشد.
چهل سال با انقلاب بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه دستا وردهای انقلاب اسلامی و موانع پیش رو بسیار گسترده است که جا دارد در چندین کتاب، این فرمایشات جمع آوری و منتشر گردد اما در این رهگذر به برخی از بیانات مهم معظم له اشاره می شود.انقلاب اسلامی نظام طاغوت سالار را به نظام مردم سالار تبدیل کردمهم ترین کار اصولی که انقلاب کرده است، تبدیل نظام طاغوت سالاربه نظام مردم سالار است؛ این مهم ترین کاری است که انقلاب کرده است؛ آن هم با الهام از تعالیم اسلامی، نه با مکتب های این نظریه پرداز و آن نظریه پرداز و نقص ها و معارضاتی که در حرف هایشان هست؛ نه، با الهام از اسلام، با الهام از قرآن. اَلَّذینَ ءامَنوا یُقاِتلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَالَّذینَ کَفَروا یُقاِتلونَ فی سَبیلِ الطّاغوت؛ نظام الهی درمقابل نظام طاغوتی است و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی،نظام الهی را معنا کرد به نظام مردم سالاری دینی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ تبدیل کرد نظام طاغوتی را به نظام مردم سالار؛ این
مهم ترین کار است. 29 / 11 / 1396انقلاب اسلامی کشور را از حالت فلاکت خارج کردانقلاب کار بزرگی در کشور انجام داد؛ کشور را از حالت فلاکت خارج کرد، ملت را از حالت توسَ ری خوری و ذلّت و سرافکندگی خلاص کرد؛ملت ما امروز سربلند است و این مهم ترین دستاورد برای یک کشور و
دستاوردهای انقلاب اسلامی در کلام رهبری
برای یک ملّت است. ]البته[ از این قبیل زیاد است؛ یک فهرستطولانی وجود دارد، ]اما[ همین طور که عرض کردم، تبلیغات ماضعیف است. من توصیه می کنم مسئولین نه با زبان مبالغه، نه فقط باگزارش زبانی، ]بلکه[ به صورت عملی، به صورت هنری، گزارش های صحیح درباره انواع و اقسام پیشرفت های کشور را مطرح کنند، تا هم بعضی افرادی ک تشکیک می کنند و غافلند، خودشان متوجه بشوند
بعضی هم البته غافل نیستند؛ تعمّداً خدشه می کنند هم مردمِ - -جاهای دیگر بفهمند که انقلاب چه به وجود آورده است. 29 / 11 / 1396وابستگی سیاسی به برکت انقلاب اسلامی از بین رفت/وابستگی
فرهنگی و اقتصادی باید از بین برودوابستگی سیاسی به برکت انقلاب از بین رفت؛ ]اما رهایی از[وابستگی های دیگر دشوار و سخت است؛ تلاش می خواهد. این حرفینیست که من امروز بزنم، من زمان ریاست جمهوری در خطبه نمازجمعه این حرف را زدم که وابستگی سیاسی ما از بین رفت،الحمدللّه نجات پیدا کردیم اما وابسته ایم؛ از لحاظ اقتصادی وابسته ایم، از لحاظ فرهنگی وابسته ایم؛ باید فکر کنیم روی این زمینه.وابستگی بیچارگی می آورد.
چهل سال با انقلاب
من به شما عرض بکنم انسان وقتی به این خاطراتی که از دوستان محمدرضای پهلوی باقی مانده، نگاه می کند من در خیلی از اینکتاب ها خوانده ام ]می بیند[ یک مواردی پیش می آید که خود این محمدرضا شاه طاغوتی، از دست آمریکایی ها به شدت عصبانی است.به آن ها فحش هم می دهد، ناسزا هم می گوید؛ البته در اتاق خصوصی، با یاران نزدیکش! مثل آن که رفت روی پشت بام خانه اش،به آن پاسبانِ شهرِ دوردست فحش داد، ایشان هم این جوری بود؛ دراتاق خصوصی بد گویی هم می کند اما در همان حال، اگر چنانچه سفیر انگلیس یا سفیر آمریکا یک پیغامی می داد، یک تلفنی می کرد،یک دستوری می داد؛ این دست به سینه حاضر بود آن دستور را انجام دهد؛ چاره ای نداشت؛ مجبور بود. وابستگی این است؛ این باید از بینبرود.
خب خوشبختانه از لحاظ سیاسی، وابستگی به کلی در کشور ماریشه کن شده اما در بخش های دیگر خیلی بایستی برایش تلاش کردو یکی از عناصر اصلیِ راه نجات هم همین پیشرفت علمی است که به وسیله شماها دارد انجام می گیرد. 26 // 1396
ملت ایران با انقلاب اسلامی هویت خودش را فهمیدمن در صحبت ا ول سال، شاید مجملاً یک فهرستی از دستاوردهای کشور در زمینه های مختلف در زمینه های زیرساختی، در زمینه های -
: دستاوردهای انقلاب اسلامی در کلام رهبری
نیروی انسانی، در زمینه های گوناگون را گفتم؛ چون بعضی حاضر -نیستند این ها را اقرار کنند، اعتراف کنند؛ ]حتی[ بعضی از خودمسئولین هم غفلت می کنند از آنچه دستاورد انقلاب است. ]اینکه[ بااین مسائلی که برای کشور پیش آمد، با این همه مشکلات، با تحمیل قدرت های مسلّط دنیا، کشور توانسته است این دستاوردها را به دست
بیاورد، این ها نیست جز اینکه کشور احساس هویت کرد؛ ملت ایران هویت خودش را فهمید و شناخت؛ احساس موجودیت کرد، با قوت وقدرت حرکت کرد؛ این احساس هویت چنین حالتی را به انسانمی دهد؛ این اعتماد به نفس را به انسان می دهد. 22 / 3 / 1396
مجموع دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران بی نظیر استمجموع دستاوردها و موفقیت هایی که بعضی شان واقعاً بی نظیرند،همیشه در مدنظرتان باشد؛ یعنی احساس سرافرازی کنید به خاطر
انقلاب.ببینید عزیزان من! امروز سیاست های بزرگ ترین قدرت های دنیا، درمنطقه غرب آسیا به گِل نشسته، پیش نرفته؛ خود آن ها می گویندبه خاطر ا عمال نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی است؛ این خیلی مهماست. بنا بود هر بلائی که می خواهند سر عراق یا سر سوریه یا فلان]کشور[ دربیاورند و نتوانستند. خب این خیلی مهم است؛ این همان
چهل سال با انقلاب
چیزی است که شما می خواستید؛ این همان چیزی است که انقلاب می خواست. خواسته انقلاب تحقّق پیدا کرد، خواسته آمریکا وهمراهان آمریکا نه فقط آمریکا تحقّق پیدا نکرد. این یک نمونه - -است و از این قبیل پیروزی های زیاد، توانایی های زیاد، پیشرفت های زیاد هست؛ این ها را هیچ وقت از یاد نبرید. یکی از شگردهای دشمناین است که بگوید شما نمی توانید، شما شکست خوردید، از شما کاربرنمی آید، تمام شدید، رفتید؛ این یکی از شگردهای دشمن است. اینشگرد را به هیچ وجه نپذیرید. البته در داخل هم کسانی هستند کههمان خواسته دشمن را با صدای بلند در اینجا بیان می کنند، به زبانمی آورند؛ هستند کسانی از این قبیل که همان چیزی را که دشمنمی خواهد در ذهنیت جامعه به وجود بیاید، همان را اینجا با صدایبلند در روزنامه، در غیر روزنامه و در فضای مجازی حالا که فضای -مجازی هم هست بیان
دغدغه داشتن،آن هشداردهی، آن طلبکارانه در مسائل و مشکلاتنظام و نواقص واردشدن را صددرصد تأیید می کنم. 17 / 3 / 1396
بزرگ ترین نشانه کارآمدی نظام این است که توانسته خودش راحفظ کندچرا؟ چون فلان ؛» نظام ناکارآمد است « بعضی ها زمزمه می کنندوزارتخانه بد عمل کرده؛ نه، اگر نظام ناکارآمد بود، تا حالا ده بار بلعیدهشده و از بین رفته بود. بزرگ ترین دلیل کارایی این نظام، خود وجود
دستاوردهای انقلاب اسلامی در کلام رهبری
این نظام و ماندن این نظام است. اینکه یک نظام بایستد، حرفش راصریح بزند، هیچ ملاحظه ای نکند، موضع قاطع خودش را با صراحتدر دنیا اعلام کند، با وجود اینکه دشمنی ها را هم می دانیم، نه اینکهغافل باشیم از دشمنی ها؛ نه، ارکان نظام و مجموعه مردمی و دولتینظام می دانند، درعین حال می ایستند؛ این خیلی مسئله مهمی است،
این خیلی حادثه عجیبی است!
بزرگ ترین نشانه کارآمدی نظام این است که توانسته خودش را درهمین جهت حفظ کند؛ حالا غیر از پیشرفت های فراوانی که بعضی ازبرادرها اشاره کردند؛ یکی از توصیه های من هم همین است. جوانمؤمنِ حزب اللهیِ انقلابی فراموش نکند دستاوردهای نظام را.دستاوردهای نظام یکی دو مورد نیست، هزاران است. حالا مثلاً اشارهکردند در کشوری که فرض بفرمایید از دکتر آن چنانی هندی وفیلیپینی استفاده می شده، امروز برترین متخصص ها، بهترین
متخصص ها، برجسته ترین متخصص ها ]وجود دارد[؛ حالا این یکیاز گوشه ها است، از این قبیل موفقیت ها، ده ها و صدها وجود دارد کهاین ها جای توجه و دقت دارد. 17 / 3 / 1396
حرفهای ناگفته
در همينجا مناسب است كه به يك سؤال ديگر توجه بشود چرا ما مسائل تربيت را اصل قرار دادهايم و ساير مسائل را فراموش كردهايم؟
اين درست است كه فلسفه مادر عرفان و علم است؛ ولي تربيت، مادر فلسفه است؛ كه منطق فلسفه در منطق صوري خلاصه نميشود و روش شناخت بر شناخت مقدم است و در اين روش به مواد فكر و شكل فكر و شرايط فكر بايد توجه داشت.
شناخت وجود عام، در ذهن انسان شكل ميگيرد و تجريد و تعميم مييابد، ولي شناخت انسان و شناخت بلاواسطهي انسان از وجود خودش و از جهان بيرون و از وجود مطلق، و زاياندن اين شناختها مربي ميخواهد و روش ميخواهد. و اين روش را در مبحث تربيت بايد ارزيابي كرد.
تربيت در اجراء و عمل بر فلسفه و عرفان و علم مقدم است، ولي خود به حكم اين كه روش است بر اين همه تقدم دارد و بنياد و اصل آنهاست. و همين است كه انبياء پيش از آن كه از فلسفه و عرفان و هنر و علم حرف بزنند، همين روش را به كار گرفتهاند و از ادراكات حضوري انسان، قدر انسان و استمرار انسان و تركيب انسان را به دست او دادهاند.
و همين نكته باعث شده كه ما تربيت را اصل بينش ديني و بينش ديني را اصل فلسفه و عرفان و علم معرفي كنيم كه دين آمده تا به عقل و قلب و تجربهي انسان بدهد و بياموزد و نيامده كه از اينها عصا و ردا و دستار بگيرد.
در واقع بينش ديني در كار ساختن انساني است كه ميتواند موضوع علم وعرفان و فلسفه و هنر باشد.
و تفاوت عبوديت و عبادت را در نوشتههاي ديگر اشاره كردهام كه عبوديت به سه اصل نيّت و سنت و اهميت وابسته است و چه بسا من مشغول عبادت باشم ولي عبوديت نداشته باشم كه مهمترين كار را در نظر نگرفتهام. صراط مستقيم و نزديكترين راه تا رشد انسان عبوديت است.
بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص پرهیز از اسراف
* یک جمله خطاب به همه ملت ایران و آن اینکه در این جهاد اقتصادی همه شریکند. در اداره اقتصاد یک ملت مصرف هم یک رکن عمده است مصرف درست مصرف خوب مصرف دور از اسراف و تبذیر و اتلاف مال همبن چیزی که همیشه توصبه می شود. (8/1/90)
* صرفه جویی به معنای مصرف نکردن نیست صرفه جویی به معنای درست مصرف کردن به جا مصرف کردن ضایع نکردن مال مصرف را کار آمد و ثمربخش کردن است. (1/1/88)
* صرفه جویی یعنی آن چیزی را که قابل استفاده است و می توانیم از آن استفاده کنیم دور نریزیم نسبت به امکانات با هوس رفتار نکنیم. (1/1/76)
* در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تاکید شده این به خاطر همین است اسراف هم لطمه اقتصادی می زند و هم لطمه فرهنگی می زند. وقتی جامعه ای دچار بیماری اسراف شد از لحاظ فرهنگی بر روی او تاثیر منفی می گذارد. بنابر این مسئله صرفه جویی و اجتناب از اسراف فقط یک مسئله اقتصادی نیست هم اقتصادی است هم اجتماعی است هم فرهنگی است آینده کشور را تهدید می کند.
* ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم مصرف نه تنها فقط از نظر اسلام بلکه از نظر همه عقلای عالم چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوی و هوس با خواهش دل و آنچه که نفس انسان از انسان مطالبه می کند نمی شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می رسد که منابع کشور به هدر می رود شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می شود عده ای در حسرت اولیات زندگی می مانند و عده ای ولخرجی و ولنگاری در مصرف منابع را هرز و به هدر می دهند. (1/1/88)
بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)در دیدار كارگزاران نظام
بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی)در دیدار كارگزاران نظام
چهارم رمضان المبارك ۱۴۳۳
اقتصاد مقاومتى مهم است. البته اقتصاد مقاومتى الزاماتى دارد. مردمى كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است. اين سياستهاى اصل ۴۴ كه اعلام شد، ميتواند يك تحول به وجود بياورد؛ و اين كار بايد انجام بگيرد. البته كارهائى انجام گرفته و تلاشهاى بيشترى بايد بشود. بخش خصوصى را بايد توانمند كرد؛ هم به فعاليت اقتصادى تشويق بشوند، هم سيستم بانكى كشور، دستگاههاى دولتى كشور و دستگاههائى كه ميتوانند كمك كنند - مثل قوهى مقننه و قوهى قضائيه - كمك كنند كه مردم وارد ميدان اقتصاد شوند. كاهش وابستگى به نفت يكى ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. اين وابستگى، ميراث شوم صد سالهى ماست. ما اگر بتوانيم از همين فرصت كه امروز وجود دارد، استفاده كنيم و تلاش كنيم نفت را با فعاليتهاى اقتصادىِ درآمدزاى ديگرى جايگزين كنيم، بزرگترين حركت مهم را در زمينهى اقتصاد انجام دادهايم. امروز صنايع دانشبنيان از جملهى كارهائى است كه ميتواند اين خلأ را تا ميزان زيادى پر كند. ظرفيتهاى گوناگونى در كشور وجود دارد كه ميتواند اين خلأ را پر كند. همت را بر اين بگماريم؛ برويم به سمت اين كه هرچه ممكن است، وابستگى خودمان را كم كنيم.
مسئلهى مديريت مصرف، يكى از اركان اقتصاد مقاومتى است؛ يعنى مصرف متعادل و پرهيز از اسراف و تبذير. هم دستگاههاى دولتى، هم دستگاههاى غير دولتى، هم آحاد مردم و خانوادهها بايد به اين مسئله توجه كنند؛ كه اين واقعاً جهاد است. امروز پرهيز از اسراف و ملاحظهى تعادل در مصرف، بلاشك در مقابل دشمن يك حركت جهادى است؛ انسان ميتواند ادعا كند كه اين اجر جهاد فىسبيلاللّه را دارد.
يك بُعد ديگرِ اين مسئلهى تعادل در مصرف و مديريت مصرف اين است كه ما از توليد داخلى استفاده كنيم؛ اين را همهى دستگاههاى دولتى توجه داشته باشند - دستگاههاى حاكميتى، مربوط به قواى سهگانه - سعى كنند هيچ توليد غير ايرانى را مصرف نكنند؛ همت را بر اين بگمارند. آحاد مردم هم مصرف توليد داخلى را بر مصرف كالاهائى با ماركهاى معروف خارجى - كه بعضى فقط براى نام و نشان، براى پز دادن، براى خودنمائى كردن، در زمينههاى مختلف دنبال ماركهاى خارجى ميروند - ترجيح بدهند. خود مردم راه مصرف كالاهاى خارجى را ببندند.
بخش اوّل: نقد باورهای غلط در اهداف تربیت از تربیت چه انتظاراتی داریم؟
بخش اوّل: نقد باورهای غلط در اهداف تربیت
از تربیت چه انتظاراتی داریم؟
1. در چین باستان از تربیت انتظار داشتند که فرزندان آنان را در برقراری حسن روابط انسانی کمک کند تا بر این اساس به عبارت «تائو»- که کل هستی بر مدار آن جریان دارد- نایل گردند.
2. در هند باستان از تربیت انتظار داشتند که حس وظیفهشناسی را در فرزندان آنان تقویت کند تا در برابر خدایان و خردمندان و نیاکان خود به خوبی انجام وظیفه کنند.
3. در روم باستان (قبل از مسیح) از تربیت انتظار داشتند که فرزندان آنان را چنان تربیت کند که بتوانند نیازهای مادی زندگی را تأمین کنند و سختکوش، میهن پرست، و جنگجو گردند.
4. در ایران باستان از تربیت انتظار داشتند که فرزندان آنان را بر اساس مذهب رایج آن زمان به «پندار نیک، گفتار نیک، و رفتار نیک» معتقد کرده و حس وظیفهشناسی نسبت به پدر و مادر و خانواده و همنوعان را در آنان تقویت کند.
باورهای غلط
1. برخی پدران و مادران و مربیان بر این پندارند که اساسیترین هدف تربیت فقط تسلط انسان بر جهان مادّی و توسعة صنعت و فنآوری است.
2. برخی دیگر- سخت تشنه قدرت هستند- از تربیت انتظار دارند که فرزندان آنان را فقط حقوقدان و سیاست مدار تربیت کند.
3. گروهی هم توقع دارند که فرزندان آنان را فقط خواندن و نوشتن بیاموزند تا بتوانند نیازهای مادی خود را برآورده سازند.
از تربیت چه انتظاراتی باید داشته باشیم؟
1. اولین انتظار از تربیت این است که فرزندان ما را در تأمین بهداشت و حفظ سلامت کمک کند. تا بدن آنان بتوانند هدایت اندیشه و ملزمات تمایلات عالی را به خوبی اجرا کنند.
2. تربیت باید فرزندان ما را با معرفتهای گوناگون بهداشتی، مذهبی، علمی، اخلاقی و اجتماعی آشنا نماید.
3. تربیت باید کودکان و نوجوانان را به استعدادهای گوناگون فکری، علمی، اخلاقی، و اجتماعیشان آشنا کنند.
4. تربیت باید فرزندان را با دنیای درونشان سازگار کند تا بتوانند با خود و تواناییها و کمبودهای خویش سازگار شوند.
5. از تربیت انتظار میرود زمینة رابطه مطبوع فرزندان ما را با همنوعانشان فراهم کند.
6. تربیت باید فرزندان ما را در در پذیرش محدودیتها و مقررات زندگی و کمبودهای آن کمک کند.
7. از تربیت انتظار داریم که به کودکان و نوجوانان کمک کند که به یک فلسفة زندگی متعالی دست یابند.
8. اساسیترین انتظار از تربیت بارورکردن فطرت دینی و مذهبی کودکان است.
نظام تربیتی اسلام و دو نوع هدف
نظام تربیتی دین دو نوع هدف را تعقیب میکند: هدفهای زمینهساز و هدفهای غایی، آرمانی و نهایی.
بعضی هدفهای زمینهساز عبارتند از:
الف. معرفت و آگاهی،
ب. تنظیم روابط سالم و سازنده با جهان درون،
ج. تأمین روابط سالم و مطبوع با همنوعان و شهروندان،
د. شناخت ارزشها و ضد ارزشها.
برترین هدف تربیت
هدف نهایی تربیت، ویژگیهای گوناگون دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
1. هدف نهایی باید در طول هدفهای زمینهساز و کلی باشد و همة ابعاد زندگی مادی و معنوی آدمی را فرا بگیرد.
2. جاذبه نیرومند معنوی داشته و امید آفرین و ارزشساز باشد.
3. بتواند هدفهای زمینهساز را حمایت کند و پشتوانه ارزشی آنها باشد و آنها را از نابودی نجات دهد.
خصوصیات فوق فقط در ایمان به خداوند که در عشقورزی به او متجلی میگردد، موجود است.
هدف نهایی، باید قدرت مهار کردن تمایلات سرکش را داشته باشد.
بنابراین هدف نهایی، پرورش خصلتهای انسانی بر اساس ایمان به خداوند است.
ایمان به خداوند چیست؟
الف. ایمان شناخت خداوند است به این که او کمال مطلق و خالق موجودات است.
ب. باور عمیق نسبت به خداوند و دستورهای سعادت آفرین او.
ج. عشق عمیق به خداوند به طوری که او را از جان و مال خود بیشتر دوست بداریم.
د. عمل و رفتار دینی جزء انفکاک ناپذیر ایمان است.
محصول نورانی درخت ایمان، عبادت خداوند است که از جهتی دو گونه است: فکری و عملی. عبادت فکری- که زمینه ساز عبادت عملی است- برتر از آن میباشد.
تربیت فکر به جای تربیت دل
یک پندار انحرافی
یکی از نارساییهای آموزش و پرورش جدید و قدیم، رسمی و خانوادگی این است که بیشترین سعی و تلاش خود را بر «تربیت فکر» متمرکز میکنند و از «تربیت دل» به عنوان مرکز تمایلات گوناگون غفلت میکنند یا کمتر به آن میپردازند، غافل از اینکه نقش دل در تنظیم رفتار آدمی برتر از اندیشه است.
تربیت دل و ابعاد آن
1- نخستین درس تربیت
پیامهای تربیتی آنگاه نافذ و سبب ارزشی میگردد که دل پذیرا گردد.
برنامههای تربیتی باید مبتنی بر مجذوب ساختن دل نه تحمیل کردن برنامههای خشک و بیروح باشد. در تربیت کارساز، نخست پیام محبت مبادله میگردد، سپس فعالیت تربیتی آغاز میگردد.
چگونه صید دل کنیم:
اولین عامل صید دل برآوردن نیازهای جسمی کودکان است.
دومین عامل صید دل همدلی است که همراهی را در پی دارد.
سومین عامل صید دل ابراز محبت است.
2- تنظیم خواستههای دل
انتظار ما از تربیت این است که خواسته های متعارض و متضاد کودکان و نوجوانان را با ابزار عقل و شرع، مهار و تنظیم نماید تا آنان به اندازه نیاز واقعیشان از آنها استفاده کنند.
3- مهارت رفتار عاطفی
ویژگیهای مهارت عاطفی
1. اگر حقی ازاو پایمال گردد یا ارزشی در معرض نابودی باشد، میتواند نفرت خود را ابراز دارد و از حق خود دفاع کند و ارزشی را از نابودی نجات دهد.
2. تربیت شدگان بتواند نیازهای خود را با دیگران در میان گذارد و برای رفع آن ماهرانه کمک بخواهد.
3. اگر فردی را دوست دارد، بتواند پیام دوستی و شیدایی خود را ماهرانه به او برساند.
جوانانی که از نعمت اصولی برخوردار بودهاند، میتوانند در هنگام هیجان مهر یا نفرت بر احساسات خود غلبه کنند.
4- صفای دل
کودکان و نوجوانان اگر گرفتار بدبینی، تکبر و سایر خصلتهای ناپاک گردند، پیامهای تربیتی را از خود طرد میکنند. قلبهای پاک با رفتارهای اینچنین مشخص میگردد:
1. از رنج دیگران احساس ناراحتی میکند.
2. دوست دارد دیگران هم آسوده و شادکام زندگی کنند.
3. از خدمت و اصلاح نمودن جامعه لذت میبرد.
4. از عبادت و راز و نیاز با خداوند لذت میبرد.
5. از ارتکاب گناه متاثر میگردد.
5- بیماری دل
عواملی که دل را آلوده و بیمار میکند دوگونه است:
گاهی از رفتار خود کودکان و جوانان و زمانی از رفتار آلوده والدین و محیط اجتماعی ناشی میگردد.
اما عواملی که از خود فرد ناشی میگردد، رفتارهای آلوده است که سبب خصلتهای زشت میگردد و قلب را بیمار میکند.
هر گناهی اثر تاریک کننده بر دل آدمی بر جای میگذارد و بر اثر رغبت به کارهای خدایی کاهش مییابد و گرایش به گناهان افزایش مییابد.
اما عوامل بیرونی بیماری دل نیز متعدد و مختلف است: محیط فاسد، تحقیر، توهین، و تبعیض برخی از آنها است.
6- مرگ دل
عواملی که آلودگی دل را پاک میکند و از مرگ دل جلوگیری میکند.
1- تکریم و نشان دادن همدلی و همدردی
2- فرمانبرداری از خداوند
7- احیای دل
دل کودکان و نوجوانان گاهی بر اثر بیماریهای اخلاقی میمیرد؛ یعنی گرایشهای ارزشی خود را از دست میدهد؛ در این حال تمایل به اطاعت از خداوند و دفتار ارزشی ندارد و در عوض تمایل به رذیلتها و رفتارهای غیر ارزشی در او پیدا میشود.
رفتار شفابخش والدین و مربیان عبارت است از:
الف. مهرورزی، همدلی و گوش دادن به درد دل انسانهای بزهکار.
ب. همنشینی با زنده دلان و پرهیزگاران مؤثرترین عامل حیات دل است.
ج. اندرز و موعظه به ویژه اگر توسط پاکدل صورت گیرد.
آیا تربیت فقط خودپروری است؟
باور نارسا
دکتر عبدالعظیم کریمی در این مورد مینویسد:
«در تربیت رسمی نیز با آئین رقابت گرایی و با بُت 20 گرایی، خودبینی، مسابقه محوری و برنده مداری و تک تازی را جایگزین آیین رفاقت گرایی، دیگر بینی، تعاون محوری و همراه مداری میکنند، غافل از اینکه بزرگان گفتهاند «پیشتاز کسی است که دیگران را به پیش براند».
کارخود چیست و کاربیگانه کدام است؟
زندگی خوب فقط با تامین خوراک، پوشاک و مسکن ممکن نمیگردد بلکه به امنیت و بهداشت عمومی و نظام حکومتی، عادلانه و آموزش و پرورش با کفایت و داشتن نظارت عمومی بر رفتار یکدیگر و همدردی با ستمدیدگان و و مستمندان نیاز مبرم دارد؛ این فرایندها با دست یک فرد یا یک دولت صالح بدون حضور مردم آماده نمیگردد.
با این بیان روشن میگردد که مرزبندی بین کار فردی و اجتماعی پنداری بیش نیست.
. تربیت فردی و جامعه بیمار
2
عمدهترین فعالیت انسانهای وارسته پس از اصلاح خود، اصلاح جامعه است و در این راه از هیچ زحمتی فروگذار نمیکنند و تا مرز شهادت پیش میروند.
حیات و پیشرفت اجتماعی فقط با دست کفایت کسانی تامین میگردد که فطرت جمعی آنان به خوبی پرورش یافته باشد.
آیا تربیت فقط پرورش بدن است؟
بعضی براین پندار هستند که تربیت فقط فربه کردن بدن و برآوردن بیشترین نیاز آن است و لذا کلیة سعی و تلاش خود را برای پرورش بدن و تامین نیازهای مادی فرزندان خود مصروف میدارند و از نیازهای معنوی آنان یا غافل هستند یا آنها را در درجه دوم قرار میدهند.در یک کلام فرزندشان را دنیاگرا بار میآورند.
اصلی ترین موضوع تربیت
بدون شک محور تربیت رشد ابعاد معنوی و روحانی است نه بعد جسمانی. آدمی فقط برای خوردن آفریده نشده است بلکه برای پرستش خداوند خلق شده است.
تن پروری و بردگی فکری
پدران و مادرانی که فرزندان خود را در ناز و نعمت غوطهور میسازند، آنها را به دو صورت بردة وسایل زندگی میکند و آزادی آنان را- که جوهر انسانیت است- به تباهی میکشانند.
اول به شکل ایدهآل جویی: به آنان وانمود میکنند که هدف زندگی فقط بهرهبرداری زودگذر آن است و زیستن فقط برای خوردن است. دومین شکل بردگی: اگر فرزندان خود را به تجملات زندگی عادت دهیم، این نوع زندگی به صورت عادت مزمن در میآید و او را به خود وابسته میکند، آزادی فکری و معنوی را از او میگیرد و نمیتواند به اطلاح معنوی خود و دیگران بپردازد.
تن پروری و بی دردی
هدف تربیت دینی پرورش انسان دردمند است؛ زندگی اشرافی علاوه بر مضراتی که قبلا بیان شد، کودکان و نوجوانان را سودجو و فرصت طلب بار میآورد.
آیا تربیت فقط سازگار کردن است؟
بعضی پدران و مادران و حتی برخی نظریه پردازان، تعلیم و تربیت را سازگار کردن کودک با محیط اجتماعی و فرهنگی میدانند؛ میگویند: «تربیت، رام کردن و اهلی کردن است.» بعضی میگویند: «تربیت، پیروی بیچون و چرای کودکان از بزرگسالان است.» عدة دیگری میگویند: «تربیت، هنجار پذیر کردن است.»
سازگاری چیست؟
مطابق با این روش بایدفرزندان بدون آگاهی با محیط اجتماعی سازگار گردند و تسلط بزرگسالان را پذیرا گردند، هرچند بزرگسالان بر خلاف ارزشها قدم گذارند!
آیا تربیت سازگاری کورکورانه است؟
در تربیت اصولی، سازگاری آگاهانه مطرح است نه سازگاری انفعالی و ناآگاهانه، زیرا هدف تربیت قطع وابستگیهای دورة کودکی و رساندن فرد به آزادی و انتخاب و استقلال فکری است.
دین و سازگاری باحق
در تربیت دینی هدف، رسیدن به حق و مواظبت از آن میباشد نه سازگاری با هر نوع فرهنگ اجتماعی.
آیا تربیت عادت دادن است؟
عادت چیست؟
عادت عبارت است از هر نوع رفتار یا خصلت ریشهداری که اراده، انتخاب و آگاهی در آن ضعیف گردد بطوری که رفتار بدون آگاهی کامل شکل گیرد.
آیا تربیت فن برهم زدن عادت است؟
مربیان قدیم فرآیند عادت را از اساسیترین عوامل تربیت میدانستند از نظر آنان تربیت زمانی به هدف خود میرسد که خصلتهای اخلاقی و هنری... در روان و رفتار کودک به شکل عادت درآمده باشد. آنان تاکید میکردند که: «تربیت چیزی جز فن تشکیل عادت نیست و در تعریف اخلاق میگفتند: اخلاق ملکة نفسانی است که بر اثر آن رفتار با سهولت و بدون نیاز به تفکر پدید آید» مکتب رفتارگرا در روانشناسی جدید نیز عادت را از ابزارهای تربیت میداند و میگوید: «کلیة رفتار آدمی بر اثر یادگیری شرطی تفسیر میگردد و تغییر رفتار نیز بر همین اساس شکل میگیرد.
در برابر این نظریه اکثر دانشمندان علم تربیت فرآیند عادت را ضد تربیت میدانند و میگویند: «تربیت، فن برهم زدن عادت است».
کانت، روسو و جان دیوی از طرفداران نظریة افلاطون میباشند و عادت را ضد تربیت میدانند.
عادت انفعالی ضد تربیت است
بدون تردید عادت انفعالی زمینه آگاهی و آزادی و انتخاب کودکان و جوانان را محدود میکند و بستر وابستگی آنها را به پدیدههای داخلی و خارجی افزایش میدهد.
بخش دوم: نقد روشهای غلط تربیتی
آیا تربیت شتاب بردار است؟
شتابزدگی چیست؟
انجام هرکار مفید و سازنده نیاز به وجود شرایط طبیعی زمانی و مکانی دارد. اگر قبل از فراهم شدن آن شرایط دست به کاری بزنیم، شتابزده عمل کردهایم.
هویت واقعی تربیت
برخلاف پندار گذشتگان- که تربیت را تراکم اطلاعات میدانستند- تربیت یک امر تکوینی، فطری و تدریجی است که آهنگ و سرعت طبیعی خود را دارد. تکوینی است یعنی صرفاً بیرونی نیست بلکه وجود کودک و چگونگی استعداد او نقش اساسی در تربیت دارد. فطری است یعنی فعالیتهای تربیتی نه بر مبنای خواست والدین و مربیان که بر اساس گرایشهای فطری متربی باید شکل گیرد. روشن است که هم طبیعت و هم فطرت به شکل آرام و مستمر به کمال میرسد.
میزان تعادل در تربیت
شتاب و تاخیر در تربیت زیانبار است و بهترین شیوه، تعادل و میانهروی است.
تعادل باید بر معیارهای ذیل تنظیم گردد:
1- تفاوتهای فردی
2- تجربیات قبلی
3- انگیزههای درونی
4- امکانات آموزشی
رشد جسمی و تربیتی پذیری
یکی از پیش شرطهای تربیت پذیری، رسیدن کودک به رشد جسمی و روانی است. تحمیل آموزشهای رسمی قبل از رسیدن به شش سالگی به روح و روان کودک صدمه میزند و زمینة نفرت و دلزدگی او را فراهم میآورد. اما منظور از توانایی روانی این است که کودکان از جهت تجربة مفاهیم و واژهها غنی گردند.
توسعه روانی و تربیت پذیری
تربیت یک طرح پیش ساخته نیست که هرچه سریعتر آن را وارد ذهن کودک کنیم، بلکه تربیت یک امر درونی است که مربی باید در دل کودک، زمینة رفتار ارزشمند را فراهم کند.
عواقب شتاب در تربیت
1- عدم درونی سازی
2- عدم امکان باروری
3- عدم توسعة فکری
کودک آزاری
کودک آزاری چیست؟
هر نوع رفتار غیر منطقی که منشأ اذیت و رنجش کودکان گردد، کودک آزاری است.
کودک آزاری به دو گونه جسمی و روانی قابل تفکیک است و آزار روانی زیانبارتر از آزار جسمی است.
کودک سالاری و قانون ستیزی
اساسیترین هدف تربیت تقوا یا قانون پذیری است. دادن آزادی بیش از حد و نازنازی بارآوردن، کودک را قانون شکن، گستاخ، و حرف نشنو بار خواهد آورد.
کودک سالاری و وابستگی
«تربیت برخوردار» کودک و نوجوان را به دیگران وابسته میکند و از اتکای به نفس و خودکفایی باز میدارد.
تربیت فعّال یا فعل پذیر
تربیت فعل پذیر چیست؟
در تربیت فعال فعالیت اصلی از جانب دانشآموز انجام میشود. اما در تربیت فعل پذیر بیشترین تلاش از جانب آموزگار صورت میگیرد.
آموزش فعال و رشد فکر
اساسیترین هدف تربیت، خلّاقیت و ابتکار و رشد فکر است که در پرتو آن کودکان و جوانان بتوانند ارزشها را از ضد ارزشها باز شناسند و در بحرانهای زندگی، خود را نبازند و درست انتخاب نمایند و منطقی رفتار کنند؛ این هدف فقط در پرتوی آموزش و پرورش فعال تامین میگردد. در این روش بر تفکر بیش از درسهای تکراری و بر فهم بیش از حفظ کردن درس، تاکید میگردد و مربیان معصوم همواره به این نوع آموزش تاکید میکردند.
آموزش فعال و رشد کنجکاوی
ژان پیاژه میگوید: «هرگاه چیزی به کودک یاد بدهیم مانع شدهایم تا خود، آن را کشف کند.»
آیا آموزش دینی همان تربیت دینی است؟
یک باور ناورا
برخی بر این پندارند که آموزش معارف دینی الزاماً همیشه تعمیق تدین به دین خدا را به دنبال دارد و میپندارند که به هر نسبت اندوختههای معارف دینی در ذهن کودکان و نوجوانان بیشتر گردد، دین باوری و دینداری آنان کاملتر خواهد شد.
علم و عمل هویت جداگانه دارند
واقعیت این است که هیچگونه تلازم میان آموختن معارف دینی و رشد مذهبی و تقوای الهی وجود ندارد.
چه نوع اموزشی زمینه ساز رشد دینی می گردد؟
اگر آموزش معارف مذهبی به نوجوانان با شرایط و ویژگیهای ذیل اجرا گردد، میتواند زمینهساز تقوای الهی گردد.
الف. در آموزش دینی، معرفت پایههای دین باید در اولویت باشد.
ب. آموزش معارف دینی نه به عنوان یک علم بلکه بایستی جهت انجام فرایض دین و رفتار دینی صورت گیرد.
ج. آموزش معارف دینی باید تمایلات فطری و اقتضائات سنّی کودکان و جوانان همسو گردد و رغبت آنان را برانگیزد.
آموزش سوال دار و رشد دینی
آموزش در صورتی میتواند بستر رشد دینی گردد که فعال و سؤال مدار باشد نه منفعل و جواب مدار.
آموزش سؤال مدار آن است که درس با یک سؤال آغاز گردد و ابتدا مسأله مبهم و مجهول در برابر ذهن دانشآموز قرار گیرد و زمینهساز فعالیت فکری او میشود تا مجهول را بشکافد.
بازسازی شخصیت کودکان بزهکار
ایا نخستین عامل، تنبیه است؟
در اینباره نیز باورهای غلطی در ذهن بعضی پدران و مادران و مربیان وجود دارد که خشونت و توهین و تنبیه را نخستین و اساسیترین عامل میدانند.
کشف علت، نخستین گام بازسازی
نخستین اقدام در برابر مشکل رفتاری کودکان و نوجوانان، طرح سه سؤال ذیل است:
1. از چه زمان کودک شما حرف نشنو، بازیگوش و خلافکار شده است؟
2. دلیل رفتار خلاف چه هویّتی دارد؟ آیا آموزشی دارد؟ آیا کودک رفتار خلاف را از دوستان ناباب یا از تلویزیون یا مادر و پدر آموخته است یا ریشة تربیتی دارد؟
3. مشکل رفتاری در چه مشکلی آشکار شده است و در آینده به چه شکلی درخواهد آمد؟ آیا خلاف جزئی بوده یا دشوار؟
اولین اقدام در بازسازی باید کشف و رفع علل بدرفتاری باشد.
دومین گام بازسازی رفتار
اگر عامل بدرفتاری را رفع کردیم و کارساز نشد، دومین اقدام این است که بعضی شایستگیهای او را موضوع قرار دهیم و تشویقش کنیم.
سومین گام بازسازی
اگر با تشویق مسأله حل نشد و کودک خلافکار دست از خلاف برنداشت، نباید به سراغ تنبیه برویم و تغافل را کنار بگذاریم. گاهی تغافل (نادیده گرفتن خلافهای کوچک) کارسازتر از حساسیت ورزی میباشد.
چهارمین گام
همراه با تغافل سعی کنیم به کودک و جوان خلافکار بینش دهیم؛ این عمل، بنیادیترین فعالیت در بازسازی آنان است؛ زیرا ریشة همة فعالیتهای بایسته و نبایسته آدمی در روان وی قرار دارد.
پنجمین گام
اگر کودک بزهکار با تشویق و بینش دادن، دست از رفتار خلاف برنداشت، باید به او اخطار دهیم و تهدیدش کنیم.
آخرین گام
در تعلیم و تربیت اصل بر تشویق و حسن رفتار است، و تنبیه خلاف اصل است که در آخرین مرحله و از باب ناچاری از آن استفاده میگردد؛ تنبیه دوگونه است: جسمی و روانی. تنبیه روانی، به رفتاری گفته میشود که کودک را با محرومیت مواجه کند؛ اما تنبیه جسمی، به اعمالی چون کتک و شلاق و ... گفته میشود هرگاه ناچار شدید از تنبیه استفاده کنید، تنبیه روانی را بر تنبیه جسمی مقدم بدارید. اگر تنبیه روانی موثر نیفتاد، میتوانید از تنبیه جسمی استفاده کنید.
1. سعی کنید از تنبیه بویژه تنبیه جسمی کم استفاده کنید.
2. در حال خشم و غضب هرگز از تنبیه استفاده نکنید.
3. در تنبیه باید کار خلاف مورد نظر باشد نه شخصیت خلافکار.
4. پس از تنبیه، نباید کار خلاف به رخ او کشیده شود.
بخش سوم: نقد باورهای غلط در عوامل تربیت
آیا فقط گفتار عامل تربیت است؟
باورها آسیب زا
بعضی پدران و مادران عامل تربیت را فقط به گفتار محدود میکنند و از آن بهطور ملال انگیز استفاده میکنند که گاهی نتیجة ضد تربیت میدهد. آنها غافلند از اینکه عامل گفتار، تنها یکی از عوامل و ضعیفترین عاملها میباشد و در این میان از عوامل نیرومندی همچون رفتار یا سکوت معنادار، نمادها و نماهای پرورشی غفلت میکنند.
گستره عوامل تربیتی
در کل میتوانیم عمدهترین عوامل تربیت را تحت عنوان دو مفهوم کلی «رفتار» و «نماد» بررسی کنیم. رفتار و نماد زیر مجموعههای گوناگونی دارد: رفتار در قالبهای «عمل»، «الگو بودن»، «محبت»، «اقتدار»، «نگاههای معنادار»، «سکوت» و «گفتار» متجلی میگردد.
نقش نمادها و نماها در تربیت
نمادهای تربیت به فیلم، عکس، پوستر و مجسمه و ... خلاصه نمیشود، بلکه در فرهنگ انسانساز اسلام گسترة وسیعی دارد که کعبه معظّمه، مساجد، حسینیهها، گنبد و بارگاه رهبران معصوم و بزرگان دینی بعضی از آنها است.
آیا تنبیه از عوامل تربیت است؟
یک باور اسیب زا
بعضی پدران و مادران به ویژه کسانی که بر سنتهای تربیت گذشتگان پایبند هستند، تنبیه را اصیلترین عامل تربیت میدانند و از آن به وفور استفاده میکنند و معتقدند کودکان حیواناتی هستند که بدون ترس و ارعاب رام نمیگردند و فرمانبردار بزرگسالان نمیشوند.
تنبیه چیست؟
تنبیه یک شوک جسمی یا روانی است که کودک را از خواب غفلت بیدار میکند و از عواقب کارش به او هشدار میدهد؛ این هشدار به صورتهای گوناگونی همچون نگاه خشم آلود، بیاعتنایی، توبیخ، دادن امتیاز منفی و محروم کردن از گردش، بازی و مهمانی رفتن و تماشای تلویزیون و بالاخره کتک زدن و ... قابل اجراست.
دیدگاه مربیان گذشته
شهید مطهری مینویسد: «ترس و تهدید عامل تربیت نیست و با آنها نمیتوان استعدادی را بارور کرد. آیا میشود با فشار غنچه را شکوفا کرد؟ آری، تنبیه به عنوان یک عامل بازدارنده از بزهکاری در برخی موارد کاربرد دارد. اگر از تنبیه به صورت فنی استفاده گردد، میتواند فرعون نفس را رام کند و بستر فعالیت موسای عقل را فراهم کند.»
شرایط استفاده از تنبیه
1. تنبیه و حفظ مراتب آن: تنبیه باید از مرحلة ضعیف آغاز گردد اگر مؤثر نیفتاد، میتوانید از نوع شدید آن استفاده کنید.
2. تنبیه همراه با تشویق: تنبیه بدون تشویق، و تشویق بدون تنبیه خطرآفرین است.
3. تنبیه و ضرورت سبب شناسی.
4. تنبیه و ضرورت ارتباط عاطفی: تنبیه در صورتی کارساز است که فقط به منظور بیدار کردن وجدان بزهکار و سرکوبی فرعون نفس او باشد نه با هدف خالی کردن عقدة قلبی؛ قبل از اقدام به تنبیه با کودک ارتباط عاطفی برقرار کنید و نقاط مثبت شخصیت او را یادآور شوید.
5. صرفهجویی در تنبیه: استفادة زیاد از تنبیه از قبح آن میکاهد و کودک را لجوج و خیرهسر بار میآورد.
آیا دورة جنینی نقشی بر شخصیت کودکان دارد؟
یک باور اسیب زا
بعضی پدران و مادران ناآگاه بر این پندارند که وضعیت رشد کودک در رحم مادر هیچگونه تاثیری در شخصیت و رفتار مذهبی و فکری او ندارد؛ چون هنوز اندیشه و تمایلات او شکل نگرفته است و توانایی گرفتن دادههای آموزشی و پرورشی را ندارد.
نقش دوره جنینی بر شخصیت کودک
نخستین سنگ بنای منش هر فردی در رحم مادر گذاشته میشود.
نوزادان وهوشیاری
دورة نوزادی نه تنها فاقد ارزش تربیتی نیست که از هر دورة دیگر سرنوشتسازتر است.
پندارهای غلط دربارة زن
زن و مرد از دیدگاه اسلام
برخلاف پندار کسانیکه درب مدارس ودانشگاه را به روی دختران و زنان بستهاند اسلام میگوید: آموختن دانش بر هر فردی واجب است و این وجوب با توجه به نقش تربیتی زن، دربارة او شدیدتر است. زن نهتنها میتواند انسان کاملی گردد بلکه او میتواند فرزندان و جامعه انسانی را به کمال لایق آنان برساند.
نیازمندی های تربیتی مادران
اصلیترین مسئولیت زنان به عنوان مادر، آموزش و پرورش فرزندان است. مربیان اظهار میدارند که پدران و مادران به عنوان مربیان فرزندانشان حداقل به آگاهیهای ذیل نیاز دارند:
1. معارف دینی:
2. جامعه شناسی: والدین باید فرهنگ، آداب و رسوم جامعة خود را درک کرده باشند.
3. روانشناسی:
آیا بازیهای کودکانه عبث است؟
بازی و رشد شخصیت کودکان
قابلیتهای کودکان با فعالیت و کار خود آنان شکوفا میگردد از این رو بازی- که خود نوعی عمل و کار است- نقش اساسی در پرورش شخصیت کودکان دارد. بازی، فعالیت خودجوشی است که توان فکری جسمی، فرهنگی، اخلاقی و بهداشتی کودکان را در پی دارد.
بازی و توانایی جسمی
همانگونه که فعالیت فکری، زمینهساز رشد اندیشه میباشد فعالیتهای جسمی نیز سبب سلامت و توانایی جسم میگردد.
شرایط بایسته بازی
بازیهایی میتواند نقش تربیتی داشته باشد که شرایط ذیل در آن رعایت گرد:
1- استقلال نسبی کودکان را در بازی به رسمیت بشناسیم و نوع بازی و اسباب بازی را باید خود انتخاب کنند.
2- اسباب بازی باید نقش پرورشی داشته باشد یعنی کودک را به تفکر، تخیل و فعالیتهای جسمی برانگیزد.
3- پدران و مادران و مربیان باید به بازی کودکان معنا دهند و آن را به سوی بازیهای مفید و خلاقیتزا سوق دهند.
4- میانهروی در هر کاری به ویژه بازی سودمند است و افراط در آن زیانهای فراوانی به همراه دارد.
5- رعایت ضوابط اخلاقی در بازی الزامی است.
آثار اسراف
دور شدن از الگوی زیست اسلامی
عدم سرمایه گذاری
جلوگیری از عمل در راه رضای خدا
سود بردن کمپانی های استعماری
ورود کالاهای خارجی به کشور
انتقال ثروت ملی به خارج از کشور
وابستگی سیاسی به خاطر وابستگی اقتصادی
نابودی امکانات و زوال نعمت
تبدیل نعمت به نقمت
مبتلا شدن به آزمندی ، بخل و دیگر رذالتهای اخلاقی
نزول عذاب الهی در دنیا و آخرت
فقر
دست نیاز به سوی دیگران بردن
زیاده خواهی
کم برکتی
ورشکستگی (افلاس)
بیماریهای جسمی
محرومیت از هدایت
بی مروتی
از بین فتن شرافت
خواری آخرت
هلاکت
تعریف اسراف و تبذیر
تعریف اسراف و تبذیر
* اسراف به معنای تجاوز از حد و زیاده روی کردن است که یا از جهت کمیت است یا از جهت کبفبت.
* اسراف در لغت به معنای گزاف کاری کردن است در گذشتن از حد میانه تلف کردن مال و ولخرجی کردن آمده است.
* راغب در مفردات می گوید: اسراف به معنای تجاوز کردن از حد درهر کاری است که از انسان سر بزند.
* اسراف و تبذیر در برابر اقتصاد و اعتدال قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می رسانند. اسراف به معنای خارج شدن از حد اعتدال بی آنکه چیزی را ضایع کرده باشد مثل اینکه ما لباس گرانقیمتی را بپوشیم که بهای آن چندین برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد در اینجا از حد گذرانده ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما تبذیر و ریخت و پاش ان است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامدمثل اینکه برای دو نفر مهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از جاهلان چنین می کنند و بافی مانده را دور می ریزند و اتلاف می کنند.
اسراف از نظر قرآن:
*کُلوُا وَاشرِبوُا وَ لَا تُسرِفوُا إنَّهُ لَا یُحِبُّ المُسرِفیِن- (سوره اعراف ، آیه 31)
بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.
* أَنَّ المُسرِفیِنَ هُم أَصحابُ النَّارِ – (سوره غافر ، آیه 43)
همانا اسراف کنندگان اهل دوزخند.
اسراف در کلام ائمه معصوم (ع)
*امام علی(ع):
اسراف را رها کن و میانه روی در پیش گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه دار و اضافی آن را برای روز نیازمندیت (قیامت) پیش فرست.
* امام صادق (ع):
اسراف باعث فقر و میانه روی موجب بی نیازی می شود.
*امام صادق(ع):
اسراف کننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نیست خریداری می کند ، آنچه در شأنش نیست می پوشد و آنچه در شأنش نیست می خورد.
*امام صادق(ع):
نقل شده است که امام صادق(ع) مشاهده کردند که سیبی را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند ، خشمگین شدند و فرمودند: اگر شما سیر هستید ، خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آن را به نیازمندش می دادید.
تبعیض؛ یعنی به جای ملاحظه قابلیت ها، به جای ملاحظه استحقاق، به جای ملاحظه خدا و قانون، ملاحظه رابطه
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مقدمه
انقلاب اسلامی اوّلین گام در تجلّی آینده روشن و امیدوار کننده... موانعِ آن (... و تبعیض).
تبعیض؛ یعنی به جای ملاحظه قابلیت ها، به جای ملاحظه استحقاق، به جای ملاحظه خدا و قانون، ملاحظه رابطه ها بشود(امام خامنه ای مدظله)
انقلاب اسلامي که نوید بخش آینده ای روشن وامید وار کنندهای است برمبناي اصل توحيد، استوار است كه محتواي اين اصل در همة شؤون جامعه سايه ميافكند. در اسلام، تنها معبود انسان و بلكه كل جهان، خداست كه همة انسانها بايد براي او يعني براي رضاي او عمل كنند. هيچچيز و هيچ كس ديگر را نپرستند. در جامعهاي كه شخصپرستيها و شخصيت پرستيها، نفع پرستيها و لذتپرستيها و هر نوع پرستش محكوم ميشود و فقط انسانها دعوت ميشوند به پرستش خدا در آن صورت همة روابط انسانها، چه اقتصادي يا غير اقتصادي در داخل چنينجامعهاي و در رابطة اين جامعه با خارج تغيير ميكند و ضوابط عوض ميشود. همة امتيازات لغو ميشود. فقط تقوا و پاكي ملاك برتري است. زمامدار با پايينترين فرد جامعه برابر است و ضوابط و معيارهاي الهي و انساني، مبناي پيمانها و يا قطع روابط است .بدیهی است در چنین جامعه ای تبعیض و نابرابری در میان همۀ پلشتیها و راه های باطل نقش برجسته ای دارد؛ چنانکه ضرب المثلی رایج شده مبنی بر اینکه "مردم از فقر و نداری رنج نمی برند بلکه از تبعیض می نالند."
لذا در این شمارۀ نشریه، به اندازه وسع و توان محدود، سعی شده تا از زوایای مختلف و با بیان آیات، روایات و سخنان بزرگان و نیز گزیده ای از گزارشات اجتماعی، به موضوع تبعیض و نابرابری، پرداخته شود.
موضوعاتی از قبیل: زیاده خواهی بعضی ازمسئولین وخواص و آقازاده هایِی که چرب وشیریندنیا زیر زبان آنها مزه کرده است وبا روحیه قارونی خود را تافته جدا بافته ودارای ژن برتر دانسته تبعیض وبی عدالتی را شیوه زندگی وروش جاری خویش قرار داده اند به امید تنبه آنها قبل از اینکه خود وجامعه را به هلاکت برسانند وتوجه وتعهد بیشتر ناظرین بر امور مربوطه
در پرتو قرآن
« ای کسانی که ایمان آورده اید! کاملًا قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید ، اگر چه ( این گواهی ) به زیان خود شما ، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! ( چرا که ) اگر آنها غنیّ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنا بر این ، از هوی و هوس پیروی نکنید که از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف کنید ، و یا از اظهار آن ، اعراض نمایید ، خداوند به آنچه انجام می دهید، آگاه است.»
افراد تازه مسلمان حتى بعد از ورود به مدینه به خاطر ملاحظات خویشاوندى از اداى شهادتهائى که به ضرر بستگانشان می شد خوددارى می کردند، آیه فوقنازل شد و در این زمینه به آنهاهشدار دارد.
ولىهمانطور که آیه اشاره میکند - این کار با روح ایمان سازگار نیست ، مؤمن واقعى کسى است که در برابر حق و عدالت ، هیچگونه ملاحظهاى نداشته باشد و حتى منافع خویش و بستگان خویشرا به خاطر اجراى آن نادیده بگیرد.
ضمناً از این جمله استفاده میشود که بستگان مى توانند با حفظ اصول عدالت به سود یا به زیان یکدیگر شهادت دهند (مگر اینکه قرائن اتهام بطرفدارى و اعمال تعصب در کار بوده باشد). سپس به قسمت دیگرى از عوامل انحراف از اصل عدالت اشاره کرده میفرماید: ((نه ملاحظه ثروت ثروتمندان باید مانع شهادت به حق گردد و نه عواطف ناشى از ملاحظه فقر فقیران ، زیرا اگر آن کس که شهادت به حق به زیان او تمام میشود، ثروتمند یا فقیر باشد، خداوند نسبت به حال آنها آگاهتر است ، نه صاحبان زر و زور میتوانند در برابر حمایت پروردگار، زیانى به شاهدان بر حق برسانند، و نه فقیر با اجراى عدالت گرسنه مى ماند)). (ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولى بهما). باز براى تاکید دستور مى دهد که ((از هواى و هوس پیروى نکنید تا مانعى در راه اجراى عدالتایجاد گردد)). (فلا تتبعوا الهوى ان تعدلوا) و از این جمله به خوبى استفاده میشود که سرچشمه مظالم و ستمها، هواپرستى است و اگر اجتماعى هواپرست نباشد، ظلم و ستم در آن راه نخواهدداشت !
بار دیگر به خاطر اهمیتى که موضوع اجراى عدالت دارد، روى این دستور تکیه کرده میفرماید: ((اگر مانع رسیدن حق به حقدار شوید و یا حق را تحریف نمائید و یا پس از آشکار شدن حق از آن اعراض کنید، خداوند از اعمال شما آگاه است)). (و ان تلووا او تعرضوا فان الله کان بما تعملون خبیرا).
در حقیقت جمله ان تلووا اشاره به تحریف حق و تغییر آن است ، در حالى که جمله تعرضوا اشاره به خوددارى کردن از حکم به حق میباشد و این همان چیزى است که در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده است.
جالب توجه اینکه در ذیل آیه تعبیر به خبیر شده است نه علیم ، زیرا خبیر معمولا به کسى میگویند که از جزئیات و ریزهکاریهاى یک موضوع آگاه است ، اشاره به اینکه خداوند کوچکترین انحراف شما را از حق و عدالت به هر بهانه و دستاویزى که باشد حتى در آنجا که لباس حق بجانب بر آن مى پوشانید میداند و کیفر آن را خواهد داد!
آیه فوق توجه فوق العاده اسلام را به مسأله عدالت اجتماعى ومبارزه با تبعیض در هر شکل و هر صورت کاملاً روشن میسازد و انواع تأکیداتى که در این چند جمله بکار رفته است نشان میدهد که اسلام تا چه اندازه در این مسأله مهم انسانى و اجتماعى ، حساسیت دارد، اگر چه با نهایت تأسف میان عمل مسلمانان و این دستور عالى اسلامى، فاصله از زمین تا آسمان است !، و همین یکى از اسرار عقب ماندگى آنها است .